تبليغاتX
سرنوشت
تقدیم به عاشقان
«قوزک پا»

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

چشای همیشه گریون اخه شستن نداره

تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

میخوام از دست از پنجره فریاد بکشم

تن بی تو بودن رو از لب سردت بچشم

نتفه باز دیدنت روتوی سینم بکشم

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1384ساعت 13  توسط حسن عبدالهی | 

امشب ای سرو من در کنار کیستی؟

دوش بودی یار من امروز یار کیستی؟

برده ای صبر و قرار از من       رفتی از نظر       ای قرار جان و دل

صبر و قرار کیستی؟

امشب سر هر کوچه دنبال تو می گردم

هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم

از رهگذران پرسم من جا و مکان تو

بر هر گذری گویم من نام و نشان تو

گر می شنوی صوتم اواز به اینجایم

تا پر بکشم سویت من باده و شیدایم

من دور تو می گردم 

 من دور تو می گردم

در مسجد و می خانه من نام تو را گویم

در کعبه و بت خانه من باز تو را جویم

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1384ساعت 13  توسط حسن عبدالهی | 
یه شعله شکسته

یه شمع رو به بادم

خسته از این زمونه

فریاد گریه دادم

شده فضای سینه

سیه چو روزگارم

از همه دل بریدم

دل به کسی ندادم

عاشق شدم به چشمات

دادم دلو به دریا

رفتی وپا گذاشتی

به سادگی رو حرفام

با یاد تو همیشه          عمرم تموم نمیشه

تموم زندگیمو

به چشمای تو دادم

عمری به پات نشستم

دل به کسی ندادم

منتظرم که روزی تا با شی در کنارم

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1384ساعت 13  توسط حسن عبدالهی | 

وای که چقدر این دل عاشق بلاست

 میون دل با من همیشه دعواست

به دل مبگم غم و تو خونت راه نده

میگه جوونم مهموون حبیب خداست

چی می شه گفت به این دل دیوونه

هرچی میگم باز میگیره بهوونه

کاشکی دلم غصه پنهوون نداشت

 خونه دل حیاط و ایوون نداشت

پر می کشید خنده روی لبانم

ابر چشمام یه قطره باروون نداشت

چی می شه گفت به این دل دیوونه

هر چی میگم باز می گیره بهوونه

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1384ساعت 13  توسط حسن عبدالهی | 
 
کدهای خفن جاوا اسکریپت