![]() |
![]() |
|
| تقدیم به عاشقان |
|
تنها با تو ، فقط با قلب تو ، بي تو زنداني است اين دنياي عاشقي با تو مي گويم درد دلم را در اين سكوت بي انتها مي گويم راز تنهايي ام را تا تنها صداي درد دل مرا گوش كني و در اين سكوت عاشقانه تنها درد دل مرا بشنوي و احساس كني بگو عزيزم ، هر چه دل تنگت خواست به من بگو تا قلب عاشقم حرفهاي تو را درك كند لحظه هاي بي حوصله ، سر به زير ، سرها همه بر روي پا و دستها همه در بغل بگو درد دلت را عزيزم از همان خلوتي كه با خود گرفته اي! كاش در كنارم بودي تا دست در دستانت بگذارم و سرت را بر روي شانه هايم ميگذاشتي و درد دلت را در گوشم زمزمه ميكردي اما قطره اي از اشكهاي چشمانم بر روي گونه هايم اشكهايي از روي دلتنگي و غم دوري دلتنگي مرد هميشه تنها ، در گوشه اي از خلوتگاه خودش كه با خداي خودش درد دل ميكند اشك مي ريزد چقدر لحظه سردي است ، آروزي شانه هاي يارش را در آن لحظه ميكند آرزوي دو دست گرم را دارد كه دستان سردش را بگيرد آرزوي بوسه دارد ، آرزوي نوازش دارد خلوتگاهي خلوتر از گذشته ، چشماني خيستر از گذشته و دلي تنگ تر از گذشته عزيزم مي مانم در همين سكوت عاشقانه ام تا شايد روي صداي آن قدمهايت ، صداي نفسهايت اين سكوت خلوتگاه مرا بشكند و ما با هم در همين خلوت شبانه در كنار هم يه خلوتگاه پر از عشق داشته باشيم |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم خرداد 1385ساعت 23 توسط حسن عبدالهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با یک دل غمگین به جهان شادی نیست
تا یک ده ویران بود ابادی نیست تادر همه جهان یکی زندان هست در هیچ کجای عالم ازادی نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
سرنوشت |
| پیوندها |
|
کافی نت ترنج آوا مسافر سنسیز محراب دل اسماعیل کدهای خفن جاوا عشق دوستی صفاو... حس غریب یه عشق داریوش |
|
RSS
|