![]() |
![]() |
|
| تقدیم به عاشقان |
|
امشب تمام ستاره های آسمان گریه می کنند .. امشب تمام مرغان آسمان اشک می ریزند ... امشب اشکی از چشمی می ریزد ... امشب قلبی می شکند و صدای شکستن آن به آسمان میرسد . اما نمیدانم چرا به گوش او صدایی نمیرسد ... ؟ من صدای شکسته شدن قلبم را شنیدم .. . نمی دانم خدائی هست ؟ اگر هست چه خدای خاموشی است .. از این همه خاموشی دلم می گیرد و دوست دارم فریاد بکشم ... آخر با که بگویم درد این قلب شکسته را ؟ آخر با که بگویم که قلب من عاشق قلبی است که با سنگ بیابان فرقی ندارد ... قلب من عاشق قلبی است که اصلا قلب نیست ... دلم میخواهد آنقدر فریاد بکشم که صدای فریادم قلب خدا را به لرزه بیندازد . دلم می خواهد فریاد بزنم و به خدا بگویم " تو چطور میتوانی این همه نا عدالتی را ببینی و به صدا در نیایی ؟ مگر نه اینکه میگویند تو بخشنده ای پس گناهانم را ببخش .. مگر نه اینکه میگویند تو رحیمی ؟ پس چرا به من رحم نمی کنی ؟ پس رحمتت کجاست ؟ خدایا به او بگو . به او بگو با تمام بدیهایت دوستت دارم ... آری ... آری به او بگو باز هم دوستت خواهم داشت باش:آری فقط باش بودنت کافیست که بودنت جانشین همه نبودنهاست فقط باش تا همیشه که این تمام آرزوی من است ای کاش قلب سنگیت که درون سینه ات یخ بسته است ذره ای از قلب من خبر داشت و حس می کرد که چطور با تو یک رنگ و صادق بودم و
من می بوسم قلب سنگی تو را که صادق بودی و با شهامت نمیخواستی و نمیخواهی با دروغ با من باشی ... ********** |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم خرداد 1385ساعت 23 توسط حسن عبدالهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با یک دل غمگین به جهان شادی نیست
تا یک ده ویران بود ابادی نیست تادر همه جهان یکی زندان هست در هیچ کجای عالم ازادی نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
سرنوشت |
| پیوندها |
|
کافی نت ترنج آوا مسافر سنسیز محراب دل اسماعیل کدهای خفن جاوا عشق دوستی صفاو... حس غریب یه عشق داریوش |
|
RSS
|